ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1125

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

باشد كه مطالب ضرورى آن حذف نشود تا مبادا به مقصد مؤلف خلل راه يابد . اينهاست مجموعهء مقاصدى كه شايسته است در تأليف بدانها اتكا شود و هر مؤلفى بايد آنها را در نظر گيرد و در جز اين مقاصد تأليف كردن عملى غير ضرورى شمرده خواهد شد و بمنزلهء انحراف از جاده‌اى خواهد بود كه خردمندان آن را پيموده‌اند . از قبيل اينكه كسى آثار متقدمان را با برخى تغييرات مزورانه به خود نسبت دهد و مثلا عبارات كتاب را تغيير دهد و فصول آن را جابجا كند يا برخى از مسائل مورد نياز آن را بيندازد يا مطالبى بر آن بيفزايد كه مورد حاجت نيست يا مسائل درست آن را به مطالب نادرست تبديل كند يا در مباحثى ناسودمند بگفتگو پردازد . چنين شيوه‌اى نشانهء جهل و بىشرمى است و به همين سبب هنگامى كه ارسطو مقاصد مزبور را برشمرده در پايان آن گفته است : « و بجز مقاصد ياد كرده زايد يا آزمنديست يعنى نادانى و بىشرمى است ، پناه به خدا از كارى كه انجام دادن آن شايستهء خردمندان نيست » . و خدا انسان را به آنچه درست‌تر است رهبرى ميفرمايد [ 1 ] . فصل 28 در اينكه فزونى تأليفات در دانشها مانعى در راه تحصيل است بايد دانست از چيزهائى كه بمردم در راه تحصيل دانش و آگاهى بر غايت و نهايت آن زيان رسانيده فزونى تأليفات و اختلاف اصطلاحات در تعاليم و تعدد شيوه‌هاى آن و سپس خواستن از متعلم و شاگرد جمع آورى آنها را تا آنگاه درجهء تحصيل بر او مسلم گردد و در اين هنگام دانشجو ناگزير است كليه يا بيشتر آنها را حفظ كند و در مراعات جميع شيوه‌هاى آن بكوشد و حال آنكه اگر بخواهد كتبى را كه در يك صنعت نوشته شده است به تنهائى مورد بحث و تحقيق قرار دهد

--> [ 1 - ) ] اشاره به : إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ 17 : 9 . س : 17 ( النحل ) آ : 9